راه های رسیدن به خدا به عدد آدمهاست؟

درباره راه های رسیدن به خدا در حقیقت جمله الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق ، حدیث پیامبر اکرم و یا نیز روایت معصومین بزرگوار نمی باشد ؛ بلکه در اصل اقتباسی است از آموزه‌های دینی  که مورد استفاده حکما ، دانشمندان از یک سو و نیز مورد سوء استفاده‌ امثال صوفی‌ ها ، تنبل ‌ها از سوی دیگر قرار گرفته است.

لازم به ذکر است که در بررسی صحت این جمله ، توجه به دو نکته ضروری می باشد :

۱) شناخت خدا:  در اصل شناخت ، مقدم بر اطاعت و عبادت و بالتبع قرب او می باشد ؛ لذا چنانچه منظور مقوله «شناخت» باشد، از یک طرف نه خداوند محدود می باشد و نه خلایق و از سوی دیگر تک به تک اجزای خلقت ، آگاه به علم ، حکمت ، قدرت ، و… الله هستند .

11 راه های رسیدن به خدا به عدد آدمهاست؟

۲) اطاعت خداخداوند بزرگ مخلوقات و بندگان خود را به سمت رشد و کمال به دو شکل تکوینی (شامل تمامی مخوقات) و تشریعی (مخصوص انسان که مختار بوده و محتاج قوانین می باشد) هدایت می‌ کند. در عین حال هیچگونه نقصی در خلقت و در قوانین وجود ندارد ؛ به گونه ای که جایی یا کاری نیست که بتوان مدعی گشت که در اینجا دیگر خدا نیست و یا قوانینی موجود نمی باشند. به همین دلیل هر فردی از راهی که منطبق بر شرایط و امکانات اوست ؛ قادر است به قرب الهی برسد ؛ منتهی همان راهی که خدا تعیین کرده باشد.

همچنین بخوانید : راه های رسیدن به آرامش درونی

راه‌های اصلی و فرعی:  در حقیقت میان طریق ، سبیل و صراط فرق وجود دارد ؛ اما ما در یک تعریف ، همه این ها را راه معنا می نماییم  ؛ با این حال اما مهم این است که ضروری است تا طریق به سبیل رسیده و سبیل نیز به صراط برسد ؛ وگرنه بیراهه می باشند.

 توجیه نمودن بی ‌راهه ‎ها:

همانگونه که ذکر شد ؛ برخی از افراد از جمله : راه‌های خدا به تعداد نفوس خلایق می باشند و ما از هر راهی که برویم ؛ در نهایت به خدا خواهیم رسید ؛  لذا انجام دادن هیچ کاری ما را از خدا دور نمی کند ؛ با هدف توجیه و تطهیر نمودن خود در پیمودن بی ‌راهه سوء استفاده کرده و می‌ کنند.

درست است که تمامی راه ‌ها به خدا ختم می ‌گردند ؛ اما بعضی از افراد ، وجهه رحمانی او را ملاقات می‌ نمایند و از نعمات جاوید او بهره مند می شوند و بعضی نیز وجهه غضبش را مشاهده می کنند و به عذابش گرفتار می شوند. در حقیقت چنانچه قرار بود که هر کس از هر راهی که می رود ؛ درست باشد و به لقای وجهه رحمانی الهی دست یابد ؛ دیگر نه پیامبر و کتاب و شریعتی فرستاده می گردید و نه اصلاً قیامتی بر پا می گشت و طبیعتا هم جاهل و عالم ، ظالم و مظلوم و … همگی یکسان می‌ شدند که این مورد هم مغایر با حکمت و عدل الهی است.

همچنین بخوانید : راه های رسیدن به موفقیت در زندگی

10 راه های رسیدن به خدا به عدد آدمهاست؟

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک پاسخ

  1. میتونیم توی سایت شما مطلب
    بنویسیم؟

    بیراهه نوردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *